محمد مهدى ملايرى
354
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بود كه آن را دينورى نقل كرده و مقدّمه آن چنين است : « وجّه اليه الجنود ، و امس فى حربه ، و احيّل لاحذه ، فان يأت القضاء فيقتل ، فاهون دم واصيع نفس . » در فهرست ابن نديم هم از نامههايى با اين عنوانها ياد شده : « 1 » كتاب موبدان موبد فى الحكم و الجوامع و الآداب ؛ كتاب ما كتب به كسرى الى المرزبان و اجابته اياه ؛ كتاب كسرى الى زعماء الرعيّه فى الشكر . از نام كسرى در دو نامهء اخير نمىتوان فهميد كه مراد خسرو انوشروان است يا پرويز ولى خاورشناس روسى اينوسترانزف مايل است كه كتاب دوم يعنى مكاتبات ميان كسرى و مرزبان را با يك واقعهء تاريخى دوران انوشيروان يعنى فتح يمن مربوط سازد . يمن در دوران انوشيروان به شرحى كه در تاريخها آمده به وسيلهء يكى از سرداران ايرانى به نام وهرز كه در تاريخها با عنوان مرزبان ذكر شده و براى بيرونراندن حبشيها به آنجا گسيل شده بود در قلمرو فرمانروايى ايران قرار گرفت و تا آغاز اسلام همچنان در قلمرو ايران بود و به وسيلهء سرداران ايرانى اداره مىشد . دينورى و طبرى در ضمن شرح اين واقعه از نامههايى سخن گفتهاند كه مرزبان انوشروان به او نوشته و او پاسخ نوشته است . « 2 » اينوسترانزف احتمال مىدهد كه آنچه ابن نديم ذكر كرده مجموعهاى بوده است از آن نامهها و شامل دستورهايى از انوشروان دربارهء اداره و روش فرمانروايى آنجا . ديگر از اين نامهها كه ترجمه عربى آنها در مآخذ اسلامى شهرتى بسيار يافت و غالب مورخان همه يا قسمتى از آنها را نقل كردند نامههايى بود كه ميان شيرويه معروف به قباد و پدرش خسرو پرويز مبادله شده و توضيحى دربارهء آنها گذشت . و از آخرين نامههايى از اين نوع كه در اينجا تنها ذكرى از آنها مىشود و تفصيل دربارهء آنها در گفتار ديگرى خواهد آمد ( گفتار دربارهء مجموعههاى رسائل ) يكى مجموعهء نامههايى بوده كه به گفتهء ابن نديم آنها را ابن مقفع از
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 315 و 316 . ( 2 ) . الاخبار الطوال ، ص 65 - طبرى 1 / 949 و 950 و 985 و 1040 .